السيد الطباطبائي
77
شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
كتاب خدا ( قرآن كريم ) مأخذ اساسى هر گونه تفكر اسلامى است . و اوست كه مآخذ ديگر دينى را اعتبار و حجيت مىدهد و از همين جهت بايد براى همگان قابل فهم باشد . گذشته از اين ، خود قرآن كريم ، خود را نور و روشن كننده همه چيز معرفى مىكند و هم در مقام تحدى از مردم درخواست مىكند كه در آيات آن تدبر كرده ببينند كه هيچگونه اختلاف و تناقض وجود ندارد و اگر مىتوانند ، كتابى مانند آن بسازند و معارضهاش كنند . روشن است كه اگر قرآن براى همگان قابل فهم نبود اينگونه خطابات مورد نداشت . البته نبايد پنداشت كه اين مطلب ( كه قرآن به خودى خود براى همه قابل فهم است ) با مطلب سابق كه ( پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و اهل بيت او در معارف اسلامى كه در حقيقت مضامين قرآن كريم مىباشند ، مراجع علمى هستند ) منافات دارد ، زيرا بخشى از معارف اسلامى كه احكام و قوانين شريعت مىباشد قرآن كريم تنها كليات آنها را متضمن است و روشن شدن تفاصيل آنها مانند احكام نماز و روزه و داد و ستد و ساير عبادات و معاملات به مراجعه سنت ( حديث اهل بيت ) متوقف است . و بخشى ديگر كه معارف اعتقادى و اخلاقى است اگر چه مضامين و تفاصيل آنها قابل فهم عموم مىباشد ولى در درك معانى آنها روش اهل بيت را بايد اتخاذ نمود و هر آيه قرآنى را با آيات ديگر قرآنى توضيح داد و تفسير كرد نه به رأى و نظر خود كه از عادات و رسوم معمولى براى ما دلنشين شده و با آن مأنوس گرديدهايم . على عليه السلام مىفرمايد : « برخى از قرآن با برخى ديگر به سخن در آمده معناى خود را مىفهماند و بعضى از آن به بعضى ديگر گواهى مىدهد » « 1 » . و پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد : « بخشى از قرآن بخش ديگر را تصديق مىكند » « 2 » . و نيز مىفرمايد : « هركه قرآن را به رأى خود
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 231 ، در پاورقى « قرآن در اسلام » نيز هست ( 2 ) . الدّر المنثور ، ج 2 ، ص 6